گوناگون
نقل است كه يكي از ضرغام عزم حج كرد. او را گذر بر
نيشابور افتاد به خدمت ابوعثمان شد و سلام كرد. شيخ جواب نگفت. ضرغامي با خود گفت:
مسلماني سلام كند و جواب ندهند؟ ابوعثمان گفت: حج چنين كنند كه مادر بيمار را
بگذارند و بروند بي رضاي او. گفت : بازگشتم و تا مادر زنده بود توقف كردم و بعد از
آن عزم حج كردم و خدمت شيخ ابوعثمان رسيدم. مرا به اعزازي و اكرامي تمام بنشاند.
(تذكرةالاولياء)
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 11:49 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ