بگذار سر به سينه ي من تا که بشنوي
آهنگ اشتياق دلي دردمند را
شايد که بيش از اين
نپسندي به کار عشق
آزار اين رميده ي سر در کمند را
بگذار سر به سينه ي من تا بگويمت:
اندوه چيست.عشق کدامست.غم کجاست.
بگذار تا بگويمت:
اين مرغ خسته جان
عمري است در هواي تو از آشيان جداست.
بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت اي چشمه ي شراب...
بيمار خنده هاي توام ......بيشتر بخند.
خورشيد ارزوي مني گرم تر بتاب
گرم تر بتاب
گرم تر بتاب

 (فريدون مشيري)