امروز با حافظ (دوشنبه 87/10/30)
شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد لبم برلب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم
در زمان سلطنت خسرو پرويز بين ايران و روم جنگ شد و در اين جنگ ايرانيها
پيروز شدند و قسطنطنيه كه پايتخت روم بود بمحاصره ي ارتش ايران در آمد و سقوط آن
نزديك شد .
مردم رم فردي را به نام هرقل به پادشاهي برگزيدند . هرقل چون پايتخت
را در خطر مي ديد ، دستور داد كه خزائن جواهرت روم را در چهار كشتي بزرگ نهادند تا
از راه دريا به اسكنديه منتقل سازند تا چنانچه پايتخت سقوط كند ،گنجينه ي روم بدست
ايرانيان نيفتد .
اين كار را هم كردند . ولي كشتيها هنوز مقداري در مديترانه
نرفته بودند كه ناگهان باد مخالف وزيد و چون كشتيها در آن زمان با باد حركت مي
كردند ، هرچه ملاحان تلاش كردند نتوانستند كشتيها را به سمت اسكندريه حركت دهند و
كشتي ها به سمت ساحل شرقي مديترانه كه در تصرف ايرانيان بود در آمد .
ايرانيان
خوشحال شدند و خزائن را به تيسفون پايتخت ساساني فرستادند .
خسرو پرويز خوشحال
شد و چون اين گنج در اثر تغيير مسير باد بدست ايرانيان افتاده بود خسرو پرويز آنرا
( گنج باد آورده ) نام نهاد .
از آنروز به بعد هرگاه ثروت و مالي بدون زحمت نصيب
كسي شود ، آنرا بادآورده مي گويند .
نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویه های غریبانه قصه پردازم
بیاد یار و دیار آنچنان بگریم زار که ازجهان ره و رسم سفر براندازم
دردیرمغان آمدیارم قدحی دردست مست ازمی ومیخواران ازنرگس مستش
مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست
(گلستان سعدي-باب دوم در اخلاق پارسايان)