امروز با حافظ (پنجشنبه 85/01/31)
بوي يك رنگي ازين نقش نمي آيد خيز دلق آلوده صوفي بمي ناب بشوي
***********
ادامه’ غزل...
ما سرخوشان مست دل ازدست داده ايم
همراز عشق و همنفس جام باده ايم
برمابسي كمان ملامت كشيده اند
تا كار خود ز ابروي جانان گشاده ايم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم
پیر مغان ز توبه’ ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایم
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه او فتاده ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم
(شرمنده آقا سهیل...بلاگفا کامنت رو قبول نمی کرد، مجبور شدم که اینجا بنویسم)
تبليغات : هر كس كه دوست داره وبلاگش يك قالب زيبا و مناسب داشته باشه ميتونه تشريف ببره به آدرس فوق و سفارش بده تا در مدت زمان كوتاهي هر قالبي كه دوست داره برايش ساخته شود.